سارا تولد دوباره من

سارا تولد دوباره من

 

اگرتصمیم داری درزندگی واقعاوجود داشته باشی در زندگی ات تصمیم بگیر متفاوت باشی

وفرزند تو تفاوت توبا دیگران است...


 فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

اگر فرصت داشتم فرزندم رادوباره بزرگ كنم به جاى اين كه دائماً انگشت اشاره‌ام را به سوى او بگيرم آن را در رنگ فرو مى‌بردم و همراه با او نقاشى مى‌كردم به جاى اين كه دائم كارهايش را تصحيح كنم با او ارتباط برقرار مى‌كردم به جاى اين كه دائم به ساعت نگاه كنم به او نگاه مى‌كردم سعى مى‌كردم كمتر بدانم و بيشتر توجه كنم بيشتر با او دوچرخه‌سوارى مى‌كردم و بادبادك‌هاى بيشترى را همراه با او به هوا مى‌فرستادم از جدى بازى كردن دست بر مى‌داشتم و جداً بازى مى‌كردم در چمنزارهاى بيشترى مى‌دويدم و به ستارگان بيشترى خيره مى شدم بيشتر بغلش مى‌كردم و كمتر سقلمه‌اش مى‌زدم به جاى اين كه به او سخت بگيرم سخت تأييدش مى‌كردم اول اعتماد به نفس‌اش را مى‌ساختم و بعد خانه‌اش را كمتر درباره عشق به قدرت با او حرف مى‌زدم و بيشتر درباره قدرت عشق

 

                                                        

گاهي اوقات نميتونم وبلاگ آپديت كنم چون كامپوترم خرابهخطااما اينستاگرامم هست خوشحال ميشم سربزنيد اين هم آدرسش:

onlyrima     محبت

 

آدرس كانال ساراجون كه فعاليتهاش داخلش ثبت ميكنم:

sarasep@محبت

 

 

 

[ دوشنبه 17 / 8 / 1395 ] [ 21:55 ] [ مات سارا ] [ ]
سلام دوست جونی ها چه خبرها?اومدم یک خبر از احوال سارا درپیش دبستانی بگم ،از اولین فعالیت بین بچه ها ووالدین که توی پیش دبستانی ساراجون برگزار شد باهدف آشنایی فصل پاییز کلی شکل با برگها درست کردیماین هم از عکسهاش(ناگفته نمونه سارا جون من خیلی تواین فعالیت کمک کرد و چسبهارو برام میریخت ومدل انتخاب میکرد).




این هم ادامه دیگر عکسهااز سارا توی پیش دبستانی








قربون اون مقنعه پوشیدنت بشمان شاالله که همیشه پیج ات پر کنم ازاین عکسهای بانمک
[ شنبه 13 / 8 / 1396 ] [ 19:26 ] [ مات سارا ] [ ]
سلام به ساراجون گلم, روز جهانی کودک از ۱۵تا۲۱مهر۹۶هست که دیروز دوشنبه عصر درباشگاه ژیمناستیک ات واستون جشن گرفتن وبااینکه یک مدت کوتاه میشه نرفتی ازت دعوت شد باپسردایی ات حمیدرضا بری اونجا توجشن شرکت کنی وبابقیه بچه نقاشی بکشی تازه مامانهام میتونستن شرکت کنن ومن وتوباهم نقاشی کشیدیم وکلی لذت بردیم عزیزم...این روزهای کودکی ات رودوست دارم یک عالمه وچیزی نمونده سوادداربشی همش یکسال دیگه میری مدرسه ومیتونی وبلاگت بخونی ونظراتت بگی برام وحس ات نسبت به چیزهایی که دراین مدت برات نوشتم عزیزم,مامانی عاشقته!












این هم نقاشی مادوتا مادر ودختر




قسمت باحال جشن نقاشی باریتم آهنگ بودکلی خط خطی کردیم ومدادروی کاغذ رقصوندیمفعلا این پست تمام چون جشنهامون هنوز ادامه داره
[ سه شنبه 18 / 7 / 1396 ] [ 20:12 ] [ مات سارا ] [ ]
دردانه کوچولوی مادر واولین تکالیف پیش دبستانی اش وکلی ذوق برای این تکالیف هم برای من هم برای خودش...این روز برات ثبت تاریخی اش میکنم تو وبلاگ قشنگت عزیزدل مادر...ان شاء الله همیشه همینطور خوش ذوق بمونی نفس مامان!
.
پی نوشت:خوشبختانه در پیش دبستانی که سارا ثبت نام کردم تکالیف همه عملی وبصورت نقاشی وشعر واشاره و تصویر پردازی هستن..من ازمشق دادن زیاد به بچه های کوچولو اصلا خوشم نمیاد....دلایل زیادی هم دارم











[ دوشنبه 10 / 7 / 1396 ] [ 22:44 ] [ مات سارا ] [ ]
سارا جون من در کلاس پیش دبستانی...خیلی بانمک شده توی مانتو ومقنعه





[ يکشنبه 2 / 7 / 1396 ] [ 18:23 ] [ مات سارا ] [ ]














روز جهانی صلح...امروز...پارک بانوان...جمع مادران روشنفکر...کودکان بلوچ خوش ذوق ما...نقاشی راجب صلح برای همه...صبح امروز...لحظات خاص...احساس خوب...حال خوب...#صلح .
پی نوشت:امروز صبح دریک اقدام بزرگ وزیبامن وجمعی ازمادران عزیزساکن ایرانشهر که مدتی هست باهم دوست هستیم وطبق قرار قبلی درپارک بانوان یک جشن کوچولو اما پراز صلح ودوستی محبت درکنارفرزندانمون گرفتیم...نقاشی کشیدیم همه باهم...خاله ثمینه کتاب صلح رو به زبان کودکی برامون خوند...همه مون صلح ازدیدگاه خودمون ودیدکودک پسند برای هم نوبتی تعریف کردیم...به نشانه صلح ودوستی خوراکی هامون باهم تقسیم کردیم ودرنهایت بچه ها کلی بازی کردن ولذت بردیم,ممنون,ثمینه,شیما,زهرا,ثریا,سمیه,هاجر,فایزه وبقیه دوستان
[ پنجشنبه 30 / 6 / 1396 ] [ 23:35 ] [ مات سارا ] [ ]
سلام,سارا جونم بلخره برای اولین بار میره باشگاه...کلاس آیروبیک کودکان ونیم ساعت آخرهم یکسری حرکات ژیمناستیک انجام میدن...خیلی خوشحاله وذوق زده اس...امروز دومین جلسه کلاس ورزشش هست...ان شاء الله همه کودکان درجایگاه درست ورزشی قرار بگیرناین هم از قهرمان وورزشکار کوچولوی من













[ دوشنبه 19 / 4 / 1396 ] [ 16:58 ] [ مات سارا ] [ ]
ادامه عکسهای سفربه کرمان وباغ شاهزاده درماهان



























[ يکشنبه 4 / 4 / 1396 ] [ 18:17 ] [ مات سارا ] [ ]
سلام دوست جونیها...ما حدود ده روز ازاوخر ماه رمضان سفر به استان کرمان رفتیم...بابابزذگم عمل آنژیوگرافی قلب داشت...الان سه روزه برگشتیم..من برای اولین بار درباغ وحش یک خرس وشیرواقعی دیدم خیلی برام جالب بود..باشیر هم انگلیسی حرف زدم بلندشدمنونگاه کردگویا مربی اش انگلیسی زبان بوده...یک گرگ تنبل هم دیدمکلی هم کوها ورودخانه ها ومکانهای تاریخی رفتم....شهربازی بزرگ هم رفتم..خلاصه بهم کلی خوش گذشت.



















[ يکشنبه 4 / 4 / 1396 ] [ 18:11 ] [ مات سارا ] [ ]
ربات نی نی وبلاگ :
پیش نمایش مطلب شما :

سلام خوبین دوستان گلم..
امروز دیگه بعد مدتها کتابهای پیش دبستانی سارا به زبان انگلیسی یاهمون زبان دوم از کتابخونه اش گذاشتم بیرون وطبقه بندی انجام دادم وقراره این کتابهارو تا قبل ورود به مدرسه اش تموم کنه...چون قرار بود سارا طبق برنامه حسابی لغت یادبگیره ومکالمه اش بیشترقوی بشه بعد کارکتابهارو شروع کنیم تا آخر به نوشتاری برسیم...️البته مادرخونه این کارمیکتیم ومعلمش یاهمون ""تیچیرش"" خودمم!کی بهتر از مامان جون خودش واینجوری هم برای منم مروری میشه وچون سرکلاسمون فقط انگلیسی حرف میزنیم در اسپیکینگ من که داربیشتر روی لهجه کارمیکنم خیلی کمک میکنه...


وفعلا ازاین کتابها شروع میکنیم البته سارا کتاب دیکشنری قرمز تموم کرده خیلی وقته واکثرلغات دیکشنری آبی بلده ولی ازاول مرور میکنیم باهم ان شاء الله


فعلا اوقات خوش
[ شنبه 20 / 3 / 1396 ] [ 0:33 ] [ مات سارا ] [ ]
سلام,دیروز بازهم تولد ساراجون بود...ساراجون دراصل در روز دهم رمضان وساعت چهاروبیست وپنج دقیقه عصر به دنیااومد...اون ساعت کاغذی پشت سرش مال تولد یکسالگیشه که تم تولدش پروانه بود ومن هرسال این موقع میارم نشونش میدم....امروز هم یک جشن کوچولو بین من واون گرفتیم وراس ساعت چهاروبیست وپنج دقیقه امروز شمعهاش فووووت کرد...قربونت برم مامانی..همیشه شاد وخوشحال ومثل یک پرنسس واقعی ببینمت...تو تولد دوباره ی مامانی! زادروزت مبارک دختر رمضانی من...
.
پی نوشت:اتفاق جالب اینجاست که سارا پنج سال پیش روز دوشنبه دهم رمضان به دنیا اومد وامسال هم دهم رمضان افتاد روز دوشنبه..هوررااا!
.































[ سه شنبه 16 / 3 / 1396 ] [ 17:51 ] [ مات سارا ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

درجاده ی زندگی تنها نشسته بودیم که ناگهان ازآسمان فرشته ای کوچک به همراه دسته گلی قرمز به سراغمان آمدو آرام در گوشمان زمزمه کرد:"من هدیه آسمانی خداوندبه شما هستم". این وبلاگ هدیه میکنم به اولین فرشته کوچولوی زندگی ام تادفتری باشد برای ثبت خاطرات قبل وبعد تولدش....
لینک دوستان
امکانات وب
Backgrounds
Baby Backgrounds
[url=http://tickers.cafemom.com][img]http://tickers.cafemom.com/t/eNortjKzUjK0NLcwNFSyBlwwFbMC2A,,88.png[/img][/url] دریافت کد پرواز پروانه